نقش موثر شبکه های اجتماعی بر زندگی جمعی انسان ها ، امروزه بر کسی پوشیده نیست . ولی بحث همواره بر سر نوع تاثیر گذاری این شبکه ها در جامعه ایرانی بوده و احتمالا خواهد بود . گروهی همواره قصد دارن تمام مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را بر گردن شبکه های اجتماعی و افرادی بیندازند که از این فضا ها استفاده می کنن ولی چرا ؟ در کشور ما عده ای همواره بر تمام پدیده ها دیدگاه ایدولوژیک دارند و در طی دهه های اخیر این رادیکال گرایی تند تر و تند تر هم شده ولی بیاید فکر کنیم شبکه های مجازی به طور کلی حاصل اتفاقی به نام انفجار اطلاعات بوده ، بیش از نیمی از مردم جهان امروزه به اینترنت وصل هستن و یک هفتم از جمعیت جهان هم هر روزه اکانت فیس بوک خود را چک می کنند . شاید بشود گفت مادر اینترنت دوران جنگ سرد و پدرش نیاز های نظامی و اطلاعاتی بوده ولی بستری که اینترنت در آن رشد کرده کاملا شکل و فرم اجتماعی دارد و ایدولوژی در آن کارکردی ندارد . شاید بهتر باشد این طونه بیان کنیم که ایدولوژی به هر شکل و نوعش همواره در مقابل علم و تاریخ دچار شکاف و فروپاشه شده ، پس اگر با دیدگاه ایدولوژیک سراغ شبکه های مجازی که می شود ادعا کرد حاصل علم حتی از نوع نظامی آن است برویم دچار بحران عدم شناخت و پذیرش آن خواهیم شد . چون در صورت پذیرش آن تقریبا تمام پایه های ایدولوژی خود رو برچیده خواهیم یافت .
موضوع قابل تعمل بعدی در رابطه با محبوبت شبکه های مجازی در ایران این است که با اندک تحقیقی مشخص می شود کشور ما جز جوان ترین کشور های دنیا به شمار می رود . حال این پرسش به وجود می آید که مسئولان ما تا چه اندازه توانسته اند برای این قشر جوان سرگرمی و نشاط ایجاد کنند ؟ در محیط های عمومی جوانان تا چه اندازه آرامش و استقلال برای ابراز وجود دارند ؟ شاید به همین دلیل است کافه گردی و رستوران گردی در بین جوانان ما رواج بیش از حد دارد . شاید تنها مکانی که بشود چند ساعتی با دوستان دور یک میز نشست و خندید همین رستوران ها و کافی شاپ ها باشد . پس چطور می توانیم از قشری که از حداقل ها هم محروم شده است بخوایم شیفته دنیای اینترنت و شبکه های رنگ وارنگ مجازی نشود ؟ دنیایی که به آن ها اجازه می دهد بگویند و بخندند بدون این که نگران چشم های در حال تجسس باشند ؟
اگر کمی رک باشم و شما نیز من را به سیاسی گویی متهم نکنید دوست دارم خدمتتان عرض کنم ، در جامعه ای که تلوزیون ، رادیو ، روزنامه ، مطبوعات ، تریبون های کوچه و بازار و قص الاهاظا در اختیار گروه ، ارگان ، حزب یا جریان فکری خاصی باشد و صداهای دیگر و طرز تفکرات متفاوت تر محلی از اعراب نداشته باشند . شبکه های اجتماعی فراتر از کارکرد تعریف شده خود توسط سازنده ها و توسعه دهنده های آن می شود و تبدیل به مدیایی می شود برای رصد کردن وقایع و کسب اطلاعات و اطلاع رسانی .
در جامعه ای که سخن رانی زنده یک رئیس جمهور با این استدلال که نباید مردم را ترساند یا حرف های یاوه یک رئیس دولت غربی با ایدولوژی ما سازگاری ندارد پس به راحتی سانسور و بد تر از آن تحریم و غلط گویی می شود ، آیا راهی برای قشر دانشگاهی و دانشجو که متاسفانه یا خوشبختانه اکثریت جامعه را تشکیل می دهند به جز پناه بردن به آغوش صفحه های مجازی می گذارد ؟ آیا عدم راهیابی حتی یک اصول گرا به شورای شهر تهران یا پیروزی صد در صد لیست امید در انتخابات مجلس در اکثر شهر های بزرگ و حتی رای آوردن جناح میانه رو در انتخابات شورای نگهبان و پر بیننده شدن هشتک به عقب باز نمی گردیم در اینستا و توئیتر نشان دهنده نقش کلیدی شبکه های مجازی و پیروزی یک اپلیکیشن چند مگا بایتی بر تشکیلات عظیم و طویلی چون صدا و سیما و مطبوعات نیست ؟
با تمام این تفاصیل نمی شود منکر اثرات منفی شبکه های مجازی و بیشتر از اون اعتیاد پیدا کردن به این شبکه ها شد . ولی همان طور که نمی شود دین و کتاب خدا را به دلیل گروه هایی مثل داعش و بوکوحرام زیر سوال برد ، زیر سوال بردن شبکه های مجازی و امکاناتی که فراهم کرده به خاطر رفتار های عده ای خاص ( ! ) ، ابلهانه و غیر منصفانه به نظر می رسد .
برچسب:
نویسنده: ماهان امینی