خرید بک لینک
فقط کافیه کمی به دور و برمون بیشتر توجه کنیم تا با سیلی از آثار علمی و تالیفی و ترجمه رو به رو بشیم که نویسنده و مترجم اثر کس دیگه ای ولی اسم و رسمی که معرف خالق اثر مطلق به فرد دیگه ای.

سرقت ادبی و علمی پدیده نوظهوری نیست و تقریبا در تمام جوامع وجود داره ، ریشه این مشکل رو هم نمی تونیم منحصرا به یک یا دو عامل محدود کنیم . شاید اگه عمری بود و رقبتی بشه در سلسله مطالبی تمام عوامل اقتصادی و فردی و علمی و فرهنگی این فرزند نامشروع جامعه مدنی رو تشریح کرد ولی درخت مجله ای با رویکرد فرهنگی و اجتماعی .

شاید بهتر به قضیه از دید فرهنگی نگاه کنیم .

ریا و ظاهر سازی هم از نظر اخلاقی و هم از نظر شرعی پدیده نکوهش شده ای هستش ، این که تظاهر به داشتن متایی کنیم که در اختیار نداریم ناپسند ولی ناپسند تر از اون ادعا به داشتن توانایی و قابلیتی که باطن جعلی و فیک داره .

ادبیات قدیم این سرزمین پر از کلماتی که از نظر معنی بسیار پر مغز بودند ولی امروز از اون ها استفاده نمی کنیم . یکی از این کلمات چوبک هستش که به معنای دروغی بود که ظاهری واقع بینانه داشت. البته عصر حاضر هم برای خودش کلمات هم تراز ساخته ولی نکته ای که ازش غافل شده بار منفی و مثبت واژه هاست .

در عصر ما کلماتی مثل ظاهر سازی و تظاهر و ریا کاری غرابت عجیبی با زرنگی و فرصت طلبی و حق خود رو از جامعه گرفتن پیدا کرده ، نتیجه این تفسیر هم دنیایی شده که مترجم و یا خالق یک اثر در قبال اندکی بهره مادی یا مساعدت های غیر مادی مثل پاس کردن فلان درس با فلان نمره عادی و یا حل شدن مشکلی شخصی در فلان نهاد خاص به راحتی ثمره ذهنی و توانایی شخصیش رو معامله می کنه .

اگه زاویه دیدمون رو کمی عوض کنیم و یک مرحله بالا تر بیایم با ناشرانی مواجه میشیم که به اصطلاح خودشون به خاطر شرایط بازار و وضع موجود در حوزه کتاب ، ترجیح می دن ترجمه و تالیف فردی رو به اسم کس دیگه ای منتشر کنن ، این هم نوع سازمان یافته تری از دروغ و ریا کاری و فریب مخاطب است .

حال این سوال به وجود میاد که چرا به این مرحله رسیدیم که در حوزه ادبی و هنری شاهد گسل های اخلاقی عظیم هستیم ؟

از دید سارتر ریا دو بعد داره بخش لنفسه و فی نفسه ، ما نمی خوایم وارد مباحث فلسفی و تفسیر ریا برای انسان و ریا برای شی بشیم ولی وقتی ساختمانی با بیش از چند هزار آدم وجود داره که از سانسور و ممیزی متن ها و عقاید ، کارمندانش حقوق می گیرن پس به صورت اتوماتیک وار در جامعه ریا و تظاهر رو گسترش دادیم . هم نویسنده مجبور به تظاهر به ترجمه کردن یا نکردن متن و کلمه های خاص میشه و هم ناشر مجبورهست پایندی به اصل امانت داری رو نادیده بگیره تا مصالح جمعی و فردی افرادی رو تامین کنه . البته اگه به متون سارتر مراجعه کنیم نقطه مقابل ریا رو صداقت می یابیم ، پس من هم همین تعبیر رو به کار می برم و می گم ارگانی که قسمت ارشادیش به بخش فرهنگیش قالب تر ، صداقت رو از جامعه می گیره .

از طرفی در جامعه ای که مردم به جای صف بستن برای خرید کتاب جدیدی از نویسنده محبوبشون، جلو دار بست های محوطه اعدام صف می بندن و یا جای عکس گرفتن و شناخت چهره های فرهنگی شهر و کشورشون ، با ساختمان آتش گرفته و در حال ریزش سلفی می گیرن، نباید انتظار داشته باشیم برای کسی مهم باشه رمانی که در دست دارن رو استاد دریا بندی ترجمه کرده ن یا من نوعی بی سواد !

به طور خلاصه ما با یک چالش بزرگ اجتماعی و فرهنگی و ارزشی رو به رو شدیم که اگه چالش های مانکن و آب یخ و محتوای داخل کیف و کوله و چالش عکس سیاه سفید و ... اجازه بده باید هم مسئولین و هم فرد به فرد خودمون به دادش برسیم و در حد توان خودمون به بهبود وضع کمک کنیم .

شکوه یک درخت به تنه سترگش و تعدد شاخه ها و برگ هاش . شاخه های درخت جامعه من و شما هستیم پس برای شکوه درخت مدنیت مون خودمون رو جدی بگیریم

یاحق


برچسبها: دغدغیات

برچسب: نویسنده: ماهان امینی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:06

صفحه بندی