خرید بک لینک

سال های متمادی هست که هر حرف و نظری به سادگی قد و قواره برچسب سیاسی تنش میشه یا به تنش می کنن( ! ) به همین دلیل اول کار خیال خودم و شما رو می خوام راحت کنم و به سراغ سیاست مدار ها برم .

یکی مخالف هاش رو خار و خاشاک می خونه ، یکی بی سواد و جاهل ! اون یکی وابسته و فریب خورده و این وسط هم یکی پیدا میشه بگه من و تبارم ژن خوب داریم فلذا جایگاه فعلیمون حق مون .

می دونیم امام حسن و امام حسین وقتی دیدن یه پیر مرد اشتباهی داره وضو می گیره چه کار کردن ، سالی چند ده بار هم این داستان به اشکال مختلف برامون روایت میشه توسط بخش روحانی جامعه ولی همین بخش روحانیت اون جا که باید ، فراموش می کنه حرمت موی سفید ، آبرو یک انسان و خانواده ش ، فرد تازه درگذشته و امثالهم، تقریبا تمام چیزی که ادیان برای گسترشش آمادن .

وارد رستوران یا کافی شاپ میشیم ، مورد استقبال و خوش آمد گویی صاحب رستوران یا دُرمَن قرار می گیریم . سر یک میز می شینیم ، منو رو دستمون می گیریم و بعد چند دقیقه فکر کردن و عرق ریختن و تعجب کردن با این حقیقت رو به رو میشیم که توان پرداخت هزینه هیچ کدوم از اسم های فرنگی که نوشته شده رو نداریم . طبعا قصد ترک اون مکان شوم رو می کنیم ، ولی همین که از صندلی بلد میشیم گویا وارد جهان دیگه ای شدیم ، گارسون چپ چپ نگاهمون می کنه ، ممکنه مجبور بشیم تیکه سنگین صاحب رستوران رو هم تحمل کنیم و حتی پارکبان مجموعه هم که اصولا نمیشه بهش گفت جز طبقه مرفه جامعه س با غضب خواهد گفت زود تر جای پارک رو خالی کن !!!

وقتی بعد از کوچک ترین اختلاف مالی و مدیریتی و خانوادگی قدیمی ترین دوست ، بهترین خاله و عمه ، دلسوز ترین دایی و عمو ، و همه ادم هایی که پیش از این برامون حکم فرشته نجات بخش داشتن تبدیل به شِمر ذن الجوشن میشن و انصاف جای خودش رو به تنفر میده ، ممکنه شما هم مثل من به این نتیجه برسید دلیل این همه بی ادبی در جامعه در تمام ابعاد اجتماعیش ، عدم صداقت .

البته مرحوم دهخدا صداقت رو دوستی معنا کردن ولی من منظورم مفهوم « رو راستی _ یک رنگ بودن » از این کلمه س.

مهم نیست یه مادر خونه دار باشید یا مدیر یه شرکت چند ملیتی ، دانش آموز باشید یا استاد ، ده سال سن داشته باشید یا صد و ده سال ! همه به نوعی یاد گرفتیم صورت خودمون رو پشت ماسک پنهان کنیم ، برخی اسمش رو اقتضاء زمان می ذارن ، عده ای فکر می کنن نوعی زرنگی و هوشمندی پشت قضیه هست که امثال اون ها باید ازش استفاده کنن . ممکنه افرادی هم پیدا بشن که اسم پنهان شدن پست نقاب های ساختگی رو تمایل نداشتن به توجیه و توضیح دادن به بقیه بدونن . طنز تلخ قضیه این که فرقی نمی کنه دلیل ما از این عدم صداقت چی باشه ، همه شون منجر به جامعه ای دروغی ، تعارفاتی ، پر مدعا ، شعار زده ، متوقع از دیگران ، ظاهر بین و سطحی بین و الاماشالله میشه یا شاید بهتر بگم شده !

جامعه ایران یه جامعه پوشالی هستش .

بخشی از جامعه با افسانه های هزاره های پیش زندگی می کنن و دلخوش هستن و بخشی از جامعه هم منتظر ابرمردی که سیاهی مطلق رو به روشنایی امید و عدالت تبدیل خواهد کرد . این وسط گروهی هم هستن که کلا با هشتگ من می دونم کاری نمیشه کرد ! تکلیف خودشون رو با تکلیف اجتماعی شون روشن کردن.

در همچین جامعه ای ادب ، احترام ، مرام و معرفت و تقریبا تمام اصول اجتماعی و اخلاقی که در قالب سر مشق های مدرسه و سنت های خانوادگی و آموزه های دینی و چه و چه به خوردمون دادن ، تنها وقتی کاربرد خواهد داشت که در راستای ارضاء همین جامعه سطحی دوست و ظاهر بین و شعار پرست و خرافات گرا باشه .

به نظر من ، در وهله اول ما به یک انقلاب فردی و ذهنی نیاز داریم و تا زمانی که این مهم ، محقق نشه ، ادب مرد به ز دولت اوست یک شعار بی مصرف که جایی بیشتر از نمایش نامه فکاهی که بار اول هم در اون نمایش مطرح شده نخواهد داشت .


برچسبها: دغدغیات

برچسب: نویسنده: ماهان امینی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:06

صفحه بندی