یکی از عروسک هایی که حداقل نسل من می تونن بگن باهاش خاطره دارن استاد همه چی دون بود .
بگذریم از این که صدا و سیما واقعا انتظار داشت نسل من بعد دیدن کارتون خانم فریزر ( The Magic School Bus ) و سفر از کاهنات تا داخل بدن انسان و زیر سلول های گیاهان اون هم با اون جذابیت و جلوه های بصری ، از دیدن یک عروسک اسفنجی که سر استوانه ای شکل داشت و دهنش تا بناگوش باز میشد ذوق مرگ باید بشه ! ولی با این حال استاد همه چی دون کسی بود که به سوالات فیزیک و شیمی و ستاره شناسی و زیست شناسی ماها پاسخ می داد و اصلا سوالی نبود که بلد نباشه .
حقیقت امر این که در حال حاضر ما با یک جامعه رو به رو هستیم که ادعای همه چی دانی می کنه . انتخابات میشه همه مون تحلیل گر مسائل سیاسی میشیم و سیاست راهبوردی آمریکا در خاورمیانه رو طوری تحلیل می کنیم که گویا زمانی که در دوره بوش پسر این سیاست در سنا نوشته شد و تایید شد ما هم یکی از اعضای کنگره آمریکا بودیم . استقلال و پرسپولیس یا تیم ملی نتیجه خوبی نمی گیره همه ادعا می کنیم که اگه عین فردوسی پور اطلاعاتی بودم و بهم تیریبون می دادن همه ی دست های پشت پرده دلیل قهرمانی پرسپولیس یا عدم موفقیت تراکتور و سپاهان رو فاش می کردیم .
یک پله بیایم پایین تر ، تو خیابون دوتا ماشین تصادف می کنن . همه ماشین هاشون رو نگه می دارن و تز می دن که چرا این اتفاق افتاده و کی مقصر بوده و حتی خسارت احتمالی رو هم براورد می کنن ، دوستانی هم که دیر به محل حادثه رسیدن و به دلیل ترافیک سنگین دقیق نمی تونن وارد لوکیشن محل وقوع جنایت (!) بشن از پشت فرمون ابراز فیض می کنن که یحتمل یکی از راننده ها خانم بوده یا ماشین پراید بوده و عمر دست خداست و پراید فقط وسیله س .
یک پله پایین تر هم بیایم میرسیم به داخل خانواده و دوستان و همسایه هامون . دختر همسایه به دلایلی بعد از چند سال زندگی طلاق گرفته ! همه اهل محل و فامیل رگ مشاوره خانواده بودن و پیشگو بودنشون باد می کنه که من می دونستم دختری شمسی خانوم اهل زندگی نبود تازه بچه دار هم نمیشه بی حیا !
و یا پسر عمویی پسر عمه ای از سر جهالت گرفتار اعتیاد میشه ، چنان از هر طرف داد پند و اندز و من می دونستم عاقبت فلانی این خواهد شد ، بلند میشه که آدم دلش به حال فرد معتاد سوخته و براش اس ام اس می فرسته که داداش منم بیام پای بساط ؟ خانواده هامون رد دادن رسما !!!
ریشه همه ی این ها جهالت . پیامبر اسلام بزرگترین افت امت خودش رو جهل می دونست و اواخر عمر فقط نگران همین موضوع بود . باید آدم های جاهلی باشیم که فکر کنیم جهل فقط مال 1400 سال پیش بود . اتفاقا الان نمود جهالت بیشتر شده . از ابعاد کلانش که میشه داعش و بوکوحرام بگیر تا ابعاد خرد و شخصی ترش که نمونه هاش رو براتون گفتم .
همه مون حداقل برای یک بار هم شده عکس پرفسور حسابی رو روز آخر زندگیشون در بستر بیمارستان دیدیم که در حال مطالعه بودن . همیشه هم به این بسنده کردیم که ایشون شخصیت والایی بودن و نبوغ فراوان داشتن و به قول شاعر : « زگهواره تا گور دانش بجوی » .
دکتر حسابی که برای تفریح کتاب نمی خوند ، پیک نیک هم نرفته بود که ادای روشن فکر ها رو در بیاره و بگه در تعطیلات آخر هفته هم باید کتاب خوند . می گفت می دونم دارم میمیرم ولی حیف نیست زمان رو برای یادگیری چیز جدیدی از دست بدم ؟
همه این ها رو گفتم تا به نکته اصلی برسم . نکته اصلی این که جامعه حاضر که شامل تعدادی زیادی دهه هفتادی و هفتاد به بعد میشه دچار یک خلا فلسفی در طرز فکر شدن . نسلی که خودش رو رپر ، نویسنده ، هکر ، خوره فناوری و گیک همه چیز از سری فیلم های جنگ ستارگان گرفته تا بازی های رومیزی می دونه بدون کوچک ترین دغدغه برای مطالعه و تحقیق درباره چیزی که حتی بهش علاقه داره .
با بررسی خیلی ساده ای شما با تعداد بی شماری رمان نتی و رمان نویس مجازی رو به رو خواهید شد که ادعا می کنن چند تا رمان با حجم 800 صفحه نوشتن و در حال تایپ چند تا رمان دیگه به صورت همزمان هستن و وقتی ازشون می پرسی خیلی هم عالی نویسنده مورد علاقه تون کیه یا دست خطتون ( طرز فکرتون ) شبیه کدوم یک از نویسند های الهام بخش دنیاس ! با این جواب رو به رو میشید که من کتاب های خارجی رو دوست ندارم و نخوندم و حتی اخرین کتابی هم که از نویسنده های داخلی خوندن یک رمنس عاشقانه س که فوقش دو سال پیش منتشر شده !
اگه در دوره جنگ ایران و عراق شنیدن صدای میگ و میراژ و اف 5 دشمن خارجی باعث بلند شدن آژیر وضعیت قرمز میشد . الان هم دیدن و خوندن نوشته های نتی که اکثرا حتی یک بار بازنویسی هم نشده ن بایدآژیر وضعیت قرمز فرهنگی این کشور رو بلند کنه ! چون وقتی فرهنگ کشوری در خطر باشه تمام پایه های اون جامعه امکان فرو ریختن داره .
وقتی شاهنامه و بوستان و گلستان نمی خونیم چون متن و معناش روشن نیست و نیاز به کمی تعمل داره و بهترین رمان های ایرانی مون کلیدر و سووشون و چرند و پرند که دهه 40 و 50 نوشته شده که حتی اون ها رو هم نمی خونیم چون میگیم کهنه شده و به درد نسل امروز نمی خوره و یا کسل کننده س و نسل امروزی هم متن هایی رو می نویسن که در هیچ قالب ادبی نمی گنجه و حتی این رو متوجه نشدن که در رمان و داستان از اسمایل نباید برای نشون دادن احساسات استفاده کرد و بعد هم ادعا همه چی دانی می کنن و جواب انتقاد ها رو با این جمله که نظر شما برا من مهم نیست من کلی فالوور تو کانال و صفحه م دارم ، میدن ! آیا نباید آژیر قرمزی به صدا در بیاد ؟
بله به عصر همه چی دون ها خوش آمدید . این همون آخرالزمانی هست که جورج اورول و هاکسلی در رمان هاشون وعده ش رو داده بودن و همیشه از رسیدن چنین روزی می ترسیدن ...
برچسب:
نویسنده: ماهان امینی