خرید بک لینک

« برای یک مرد عاقل و آگاه ، هر روز شروع زندگی جدیدی است »

این شعاری بود که مدتی برای خودم انتخاب کردم و سعی می کردم بهش عمل کنم . ولی یک مدت دچار شک شدم . شک به معنی عاقل بود . شک به مفهوم آگاه بودن و شک به چیستی زندگی .

من تو محیطی بزرگ شدم که همیشه از احساسات ضربه خوردم . یعنی هر وقت خواستم از پنچره احساس به چیزی نگاه کنم یا نادیده گرفته شدم یا تمسخر شدم یا بد تر از همه بهم ترحم شده . پس از خیلی سال پیش به این نتیجه رسیدم راه منطق رو تو هر چیزی پیش بگیرم . تا این اواخر همه چیز خوب بود ولی منطق داشتن در جامعه بی منطق . منطق داشتن با افرادی که شاید درست نمی تونی درکشون کنی ، منطق مدار بودن درباره مسائلی که هزارجور تابو و عرف پشتش هست ، آدم رو خسته و مریض می کنه حداقل من خسته یا مریض کرده ! نمی دونم .

هیچ وقت تو زندگی ادعا نکردم که به همه چیز پیرامون خودم آگاه هستم چون این ابلهانه ترین چیزی که هر انسانی می تونه ادعا کنه ولی حداقل همیشه فکر می کردم به خودم و رفتارهام آگاهی دارم و با منطق و عقل گرایی این رفتار ها رو برنامه ریزی می کنم . خنده دار این که الان شک دارم که حتی خودم رو هم واقعا میشناسم و کاملا تحت کنترل دارمش و آیا این خود من خود مفیدی ؟ خودی که به دیگران آزار نمی رسونه ؟ این آگاهی کاذب چند بعدی و من چند بعدش رو دارم ؟!!

و در نهایت چیزی که همیشه آزارم می داده این که زندگی چیست و جایگاه من تو زندگی چیست و آیا موفق بودم تو زندگی یا نه ؟

یکم حالم بوده . حس آدم هایی رو دارم که کلاه رفته سرشون یا کلا غافله رو باختن . یا کلا معنی زندگی رو اشتباه متوجه شدن .

امیدوارم وقتی حالم کمی بهتر شد بتونم ادامه این مطلب رو بنویسم . شاید با ساختار ذهنی جدید تر و دریچه نویی در نگاه کردن ...


برچسبها: خصوصیات

برچسب: نویسنده: ماهان امینی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:06

صفحه بندی